Sam Ghandchiسام قندچي  نشست امروز مهستان درباره ی شورای مدیریت گذار

http://ghandchi.com/3152-iran-tc030120.htm

پی نوشت هجدهم اسفندماه 1398: براتی: فرصت اینکه اپوزیسیون مظلوم باشیم نداریم؛ نوری علا: نه هر آلترناتیو

پی نوشت چهاردهم اسفندماه 1398: گفتگوی تلویزیونی سوم مارس دکتر اسماعیل نوری علا و آقای فرامرز فروزنده در برنامه ی مرغ سحر

مطالب مرتبط: 1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    11    12    13    14    15   16   17    18    19    20

 

iran-tc

 

امروز یکشنبه یازدهم اسفندماه 1398 دکتر مهران براتی که از رهبران شورای مدیریت گذار هستند در جلسه ای در مهستان جنبش سکولار دموکراسی ایران شرکت داشتند. در چند ماه گذشته رهبران شورا از جمله آقایان دکتر شهریار آهی، مهندس حسن شریعتمداری، و دکتر محسن سازگارا در جلسات مشابهی در ارتباط با شورای مدیریت گذار در مهستان و بیرون از مهستان، شرکت کرده اند که پیشتر مورد بحث قرار گرفت. شخصاً دو هفته بعد از تشکیل شورای مدیریت گذار نوشتم: "مطمئنم که دکتر اسماعیل نوری علا، آقای منوچهر یزدیان و همراهانشان در راستای حمایت از همه ی حرکتهای راهبردی برای عبور از رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی حاکم بر ایران، تصمیمات لازم را اتخاذ می کنند. با آرزوی موفقیت برای همه ی دست اندرکاران جنبش سیاسی و مدنی ایران،" و همچنان همینطور فکر می کنم. در عین حال باید اضافه کنم که جلسه ی امروز مهستان یکی از بهترینها و بسیار شنیدنی بود. اما مشکل نه این بحثها است و نه شورای مدیریت گذار. واقعیت این است که تصویر اپوزیسیون ایران در 41 سال گذشته بویژه در خارج کشور این بوده که ایران بسوی تحولی نظیر شوروی سابق میرود. در داخل کشور نیز متأسفانه اساساً مردم ایران بسوی نوعی تسلیم در برابر حکومت کوکلاکس کلانهای اسلامی رفته اند آنهم به شکل پناه بردن به صوفیگری و عرفان که یادآور 300 سال رفتار مردم در برابر مغولان است و بی دلیل نیست که موسیقی عرفانی در این 40 سال تا این اندازه رشد کرده است. منظورم لعنت گویی نه به این موسیقی است و نه داشتن روحیات عرفانی که بخشی از روحیات انسان در هر زمان است و ممکن است امروز خود دوست داشته باشم به آواز بنان، همایون و محمدرضا شجریان، علیرضا قربانی و پریسا یا  هنگام غم به رکوئیم موتسارت گوش کنم، همانطور که زمانی هم روحیات شاد یا اضطراب بر ما چیره می شود اما بحث حالتی است که یک ملت اتخاذ کند. دلیل این حالت در 40 سال گذشته نیز این است که اسلامگرایان خیلی زود قادر شدند از کمیته های انقلاب که در همان روزهای انقلاب 57 بطور خودبخودی برپا شدند، سپاه پاسداران را شکل دهند که در همان دو سه سال اول، از بزرگترین نیروی نظامی اپوزیسیون پیشی گرفت و توانست مجاهدین خلق را آچمز کند و جدا از اشتباهات مجاهدین طی جنگ با عراق، این نیروی نظامی کوکلاکس کلانهای اسلامی حاکم بر ایران هر روز پرقدرت تر شد و در واقع در تمام دوران جنگ، آنها نظیر نیروهای اس اس کل ارتش ایران را کنترل می کردند و اگر هر فرماندهی در ارتش، از اوامر کوکلاکس کلانهای اسلامی سرپیچی می کرد درجا می کشتند و اگر تا به امروز ارتش را از سپاه جدا نگهداشته اند، به این دلیل است که می ترسیدند درگیر کردن ارتش با کشمکشهای داخلی، ارتش را نظیر دو سال آخر انقلاب 57 بپاشاند، وگرنه ارتش نیز در کنترل کوکلاکس کلانهای اسلامی است و ابداً نقشی مستقل نظیر ارتش مصر ندارد. حالا وقتی با چنین رژیمی که یادآور فاشیسم هیتلری است مواجه هستیم تصور اینکه برنامه ای نظیر دوران فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق برای ایران کار می کند خیالی بیش نیست. این موضوع کمتر از یکهفته پیش در نوشته ای تحت عنوان «واپسگرایی در مقایسه با عقب ماندگی؛ کوکلاکس کلانهای اسلامی نظیر یونابامر هستند» بحث شد و دو روز پیش نیز استراتژی ایجاد جبهه واحد ضد کوکلاکس کلانهای اسلامی که وظیفه اش نیز همه جانبه باشد و بویژه بر عرصه های سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیک تأکید کند، مطرح شد. همین دیروز نیز آمریکا با طالبان قرارداد صلح امضا کرد که نشان می دهد به رغم 20 سال فرصت برای اپوزیسیون افغانستان جهت ایجاد نیروی نظامی سکولار مقتدر و حافظ دموکراسی آنهم با کمکهای تریلیون دلاری آمریکا، نتوانستند موفق شوند و قدرت طالبان را در آن کشور ریشه کن کنند. یعنی حتی اگر در ایران بشود این رژیم را نظیر افغانستان نیرویی خارجی سرنگون کند، این کوکلاکس کلانهای اسلامی می توانند مقاومت نظامی را ادامه دهند مگر آنکه نیرویِ نظامیِ سکولارِ باقدرتی در کشور برای حفظ دموکراسی شکل بگیرد که قادر باشد کوکلاکس کلان های اسلامی را ریشه کن کند و در تجربه ی داعش دیدیم که حتی دولت عراق نتوانست بدون کمک جدی نظامی غرب فقط در همان موصل که داعش تصرف کرد، پیروز شود. معنای این حرفها این است که ایران، هندوستان زمان گاندی نیست، و نظیر افغانستان و بسیار بدتر، ما با کوکلاکس کلانهای اسلامی مسلح روبرو هستیم و در زمان جنگ با صدام نیز اگر بلوف بمب اتمی صدام حسین نبود، اینها دست بردار نبودند و واقعاً معتقدند که جنگ نعمت است، با هر کسی که باشد، چه در داخل کشور با مردم که همه ی این سالها در جنگ بوده اند و چه در خارج کشور که هر روز جای تازه ای از عراق، سوریه، یمن، لبنان و نقاط دیگر را برای جنگیدن پیدا می کنند. متأسفانه در 41 سال گذشته اپوزیسیون با تأکید بر جنبش مدنی نظیر دوران مارتین لوتر کینگ در آمریکا، این واقعیت را از نظر دور نگهداشته که در آمریکا جریان کوکلاکس کلانها، نیروهای منفرد با توان کمِ نظامی در جنوب کشور بودند و ارتش فدرال قدرتی قابل توجه بود که در قطب مخالف کوکلاکس کلانها قرار داشت. در واقعیت با چنین نیروی نظامی کوکلاکس کلانهای اسلامی، نمی شود با خلسه روبرو شد و حتی پایانِ کارِ مغولان در ایران، عرفان نبود که به حاکمیت آنها حتی در زمان پراکندگی شان در آخر کار در زمان ایلخانان و بعد هم تیموریان پایان داد، بلکه این شمشیر قزلباشان شاه اسماعیل صفوی بود که توانست دولتی تازه شکل دهد و ایران را متحد کند و تازه در خارج از ایران همچنان بعد از دولت صفوی در ایران، گورگانیان ادامه یافتند. و تازه این رژیم نظیر مغولان نیست که عقب مانده بودند بلکه واپس گرا است. در زمان شکست مشروطه نیز، با شمشیر، دوباره مشروطه توانست بازگردد و تازه آنزمان جریان مشروعه ی شیخ فضل الله نوری، قدرت نظامی نداشت و همان لیاخوف روس متحد محمد علیشاه با آنها همراهی کرد، که ستارخان ها و باقرخان ها شکستشان دادند، اکنون واقعاً کوکلاکس کلانهای اسلامی از نوع سنی و شیعه نیروهای مسلح وحشتناکی هستند که برای اهداف واپسگرای خود حاضرند خون ملتی را بر زمین بریزند و طرح های دوران سقوط شوروی به کار ما نخواهد آمد. متأسفم که اینگونه است اما واقعیت چنین است، خودمان را گول نزنیم. در حقیقت وضعیت ما به افغانستان بیشتر شبیه است تا سوریه چون در سوریه به هر حال حاکمیت رژیم بشار اسد سکولار است در حالیکه حاکمیت در افغانستان حتی بعد از سقوط طالبان همان حامد کرزی بود که از طالبان بود گرچه جناحی معتدل تر و همچنان کل حاکمیت در کشور در عمل در دست طالبان است. درست است که مردم ایران بسیار سکولارتر از مردم افغانستان هستند و اصل کار این رژیم در ایران واپسگرایی است و نه عقب ماندگی، با این حال اینجا بحث در مورد قدرت نظامی نیروهای متعدد هوادار رژیم است، چه امروز و چه بعد از سقوط آن. اینها مسائلی است که هر طرحی برای پایان دادن به این رژیم اسلامی حاکم بر ایران، لازم است به آنها جواب دهد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

یازدهم اسفند ماه 1398
March 1, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH