Sam Ghandchiسام قندچي  در حاشیه ی زندگی شهناز اکملی، مریم کریم بیگی و دیگر خانواده های جانباختگان

http://ghandchi.com/3153-martyrs-family.htm

مطالب مرتبط: 1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    11    12

 

martyrs-family

 

امروز خانم شهناز اکملی مادر زنده یاد مصطفی کریم بیگی با وثیقه 100 میلیونی تا 15 فروردین از زندان اوین به مرخصی آمده و دخترشان خانم مریم کریم بیگی و بسیاری از خانواده های جانباختگان خوشحالند. اینهم جملات خانم اکملی هنگام آزادی موقت یک ماهه:

 

"آزادی شيرين است اما هيچ چيز شيرين تر از لبخند دخترم نيست، اكنون فقط دلتنگ مزار پسرم هستم؛ از تمامي دوستاني كه اين روزها به يادم بودند و كنار دخترم بودند ممنونم و قدردانم و همچنان دادخواهيم اين بيداد را؛ #مصطفي_كريم_بيگي؛ تنها نگراني ام دوستان دربندم هستند صدايشان باشيم."

 

همین چند ماه پیش بود که خانواده ی زنده یاد پویا بختیاری را نیز به خاطر دعوت از مردم برای مراسم چهلم پسری که در آخرین روز زندگی اش گفته بود «من هم پسر کسی هستم»، به زندان انداختند و وادار به سکوت شدند. با خانواده های اکملی و کریم بیگی و خانواده های بختیاری و شیرپیشه شخصاً هیچگونه آشنایی ندارم و خبرهای آنها را نظیر خبرهای گوهر عشقی مادر زنده یاد ستار بهشتی که اکنون بیمار است فقط در اینترنت خوانده ام، اما دو کلمه از زندگی خانواده های جانباختگان بگویم. خودم از خانواده ی یکی از جانباختگان شانزده آذر 1332 می آیم، احمد قندچی پسر عمویم بود. هنوز چهره ی مرحوم مادرش «بگوم آغا» به یادم است که هر عید که خانه ی ما می آمد پیش از هر چیز یاد پسرش می کرد و می گریست. می دانید خانواده های جانباختگان خودشان انتخاب نکرده اند که سیاسی باشند و اغلب هم سیاسی نیستند اما سیاست سراغشان می آید. پدر و مادر خودم اصلاً سیاسی نبودند اما وقتی از کودکی به مدرسه میرفتم همیشه به شکلی بحث احمد قندچی مطرح می شد. به یاد دارم سال 1348 روزی در کلاس ششم دبیرستان البرز که درس می خواندم بودم و دبیرستان ما از جمله مدارسی بود که آنزمان لابراتوار شیمی داشت و مسؤل لابراتور مرا کنار کشید و گفت احمد قندچی با شما نسبتی داشته گفتم بله پسر عمویم بود، به من گفت که همکلاس او بوده و درباره ی ماجرای 16 آذر برایم گفت و اینکه بعداً بسیاری از فعالان سیاسی آن دوران تریاکی شدند. فکر کنم خودش هم تریاکی بود. غم انگیز. منظورم این است که خانواده های جانباختگان خودشان انتخاب نکرده اند که سیاسی باشند و این نگارنده نیز در آنزمان اصلاً سیاسی نبودم و پدر و مادر و خواهرها و برادرم نیز کاری با سیاست نداشتند. به همین دلیل خیلی وقتها درد خانواده های جانباختگان را می فهمم. متأسفانه در ایران سیاست اینگونه بوده و هست، در گذشته در تهران بزرگ، زندان قصر و بعد هم زندان اوین داشتیم و حالا اولی موزه شده اما هم زندان اوین داریم و هم گوهردشت و فشافویه. شخصاً سالهاست در آمریکا زندگی می کنم و همین امروز «سوپر تیوزدی» است و تا ساعتی دیگر می خواهم بروم و در انتخابات مقدماتی رأی دهم. لازم به یادآوری است که چه رأی دهنده بخواهد در انتخابات نهایی به نامزد جمهوریخواهان یا دموکراتها رأی دهد و یا در آنزمان اصلاً رأی دهد یا ندهد، می تواند در انتخابات مقدماتیِ هر یک از دو حزب شرکت کند. به هر حال نه کسی وحشتی دارد که برای چه کاندیدایی رأی دهد یا ندهد و اصلاً رأی دهد یا ندهد، مطبوعات آزادند و به هر کسی از جمله به پرزیدنت ترامپ هر بد و بیراهی دوست دارند می گویند. مطمئناً در کنگره حزب دموکرات یا کنگره حزب جمهوریخواه هر کسی نمی تواند بیاید و هر بدو بیراهی بگوید همانطور که کسی نمی تواند به مسجد و کلیسا برود و هر بدو بیراهی بگوید که اجازه دادن به چنان کاری معنای آزادی نیست، اما هرکسی آزاد است که روزنامه و انجمن خود را درست کند و نظراتش را ترویج کند و هر بدو بیراهی نیز به هر کسی بخواهد بگوید، و البته در چارچوب قانون که دادگاه ها اساساً طرف آزادی بیان را می گیرند و هرچند در اروپا بسیاری اوقات دادگاه ها آزادی بیان را در موارد مرتبط با تنفر پراکنی زیر پا می گذارند، ولی به هر حال مهمتر آنکه روز بعد از اعلام نظر در این دموکراسی های غربی نمی آیند در خانه بازداشتتان کنند و به جایی نظیر زندان اوین و فشافویه ببرند و مردم هم آزادند هر روزنامه ای را بخوانند یا نخوانند کسی شما را مجبور نکرده مطلبی را که دوست ندارید بخوانید. همین فیسبوک نمونه ی خوبی از آزادی است. شما در صفحه فیسبوک خودتان آزادید که چه روشی داشته باشید و اگر کسی هم آنرا اجرا نکرد بلوک می کنید اما جلوی کسی را نمی توانید بگیرید که برود صفحه فیسبوک خودش را درست کند و طبق مقررات فیسبوک هر آنچه دوست دارد را بگوید، و یا برود و بیرون از فیسبوک، شبکه اجتماعی خودش را درست کند. به امید روزی که آزادیِ بیان در ایران نیز برقرار باشد و خانواده های جانباختگان را نیز بفهمیم که خودشان انتخاب نکردند که با واقعیات سیاسی جامعه روبرو شوند و سیاست سراغشان آمده است!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

سیزدهم اسفند ماه 1398
March 3, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH